سلطان محمد مطربي سمرقندي
696
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ 307 ] [ خرگاهى حصارى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] خرگاهى ، از قريهء خرگاهتراشان ولايت حصار است . فضيلت دارد و از شعراى خوشگوى معتبر مقرّر عصر است و در خوشگويى متفرّد دهر . اشعارش سنجيده و گفتارش پسنديده است . مدتى در ولايت مرغينان از نوّاب سلطنت نشان ، پير محمد سلطان بن اوزبك خان رعايت مىيافته و حالا كه شهور سنهء ثلاث [ و ] عشر و الف است ، در ولايت كش دلكش ، به تحصيل علوم اشتغال داشته . با وجود فضايل صورى ، خود را از عشق مجازى خالى نمىگذاشته و اوقات بابركات را صرف مشاهدهء جمال جوانان نازنين و پرىطلعتان نمكين مىكرده . مصرع : عشق است مرا پيشه ، هركس هنرى دارد اشعار پاكيزهء لطيف و گفتار سنجيدهء منيف دارد و اين غزل نتيجهء طبع سليم اوست : غزل : اگر در غم فرومانم نوايى مىتوانم زد * به هرگرداب افتم دستوپايى مىتوانم زد ز هرجانب كه آيد تلخكامى زهرآشامى * صلايى بر سر خوان بلايى مىتوانم زد غريب شهر عشقم گر به خود غمخانهاى جويم * درى محنتسراى مبتلايى مىتوانم زد نشينيد اى قلندرمشربان عشق روشندل * كه من هم رفته دوران جدايى مىتوانم زد چو « خرگاهى » من اين تير دعا را در كمان دارم * كه بينم هيچ صيد مدّعايى مىتوانم زد مشهور است كه محتشم كاشى ، به جهت شمع و پروانه ، رباعى گفته و از براى ولى دشتبياضى ، فرستاده و استدعا كرده كه به اين لطافت مضمون مشحون ، رباعى گويد و ولى رباعى مذكور را گفته ، از محتشم استحسان يافته . بعد از آن از اين معنا ناطقى سبزوارى نيز ، مطّلع شده ، به جهت شمع و پروانه رباعى گفته ، فامّا ولى دشتبياضى ، رباعى خود را ، به ماوراء النهر فرستاده و استدعاى جواب ، از شعرا كرده و گفته كه هركه